X
تبلیغات
غزنین شهر سلاطین

غزنین شهر سلاطین
 
پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام

دروازه ورودي كابل-غزني

ولایت غزنی با داشتن ۲۳۳۷۸ کیلومتر مربع مساحت و ۱۲۰۰,۰۰۰ نفر جمعیت در جنوب شرق و تا حدودی نسبتاً در مرکز افغانستان موقعیت دارد.
مرکز این ولایت شهر غزنی است وبین جاده ی قندهار – کابل واقع شده است.این ولایت دارای پانزده واحد اداری بوده و ولسوالی های بزرگ آن اندر،مقر،قره باغ،جاغوری،ناور،ده یک و خواجه عمری هستند.
غزنی ولایت مشهور در زابلستان و پایتخت غزنویان بود که در جنوب غرب پایتخت بین شاه راه عمومی کابل - قندهار در حدود ۱۴۵ کیلومتری کابل قرار داشت.این ولایت دارای اماکن زیاد تاریخی است که می توان از تپه سردار،قصر سلطان مسعود،بالا حصار غزنی،دو منار نیمه تخریب شده،مقبره سنایی،بهلول صاحب،سبکتگین،مقبره سلطان محمود و بند سلطان نام برد.
ولایت غزنی یکی از ولایت های باستانی کشور ما می باشد و از نگاه فرهنگ و ادبیات یکی از مراکز مهم وطن ما بوده که از سالیان دراز تا امروز از فرهنگ اصیل و پرغنای علمی و ادبی برخوردار می باشد.
در طی دوران های تاریخ صدها شاعر،نویسنده،پژوهشگر،هنرمند،عالم و قهرمان در آن می زیسته اند که در غنا مندی فرهنگ و افتخارات ملی افغانستان عزیز نقش مهمی بازی نموده اند.
خرابه های غزنی قدیم یعنی پایتخت سلسله ی غزنویان در شمال شرقی این شهر به فاصله ی ۵۰۰۰ متری از آن قرار دارد.
نیزه بازی و شمشیر بازی از بازی های قدیمی این ولایت است و در این اواخر تیراندازی هم علاقمند دارد.
آب و هوای غزنی کوهستانی و در محلات هموار نیمه صحرایی است.
دریای سردِه غزنی،آب ایستاده،بنده سردِه،بند پَلتو،بند سلطان،بند یوسف خیل و بند زنه خان منابع مهم آبی این ولایت را تشکیل می دهد.
در ولایت غزنی گندم،جو،جواری،انگور و الو بخارا به وفرت کشت می شود.مال داری و تربیه اسب در این ولایت معروف است.
مرمر،آهن،طلا و آب های معدنی در غزنی وجود دارد.همچنان پوستینچه غزنی نیز شهرت زیادی دارد.
از غذاهای معروف غزنی لاندی پلو و چاینکی می باشد.
در این ولایت تقریباً ۷۴ مرکز صحی وجود دارد که در تمام والسوالی ها فعال می باشند.

Ghazni (gŭz'nē), city (1981 est. pop. 31,200), capital of Ghazni prov., E central Afghanistan, on the Ghazni River. Located on the Kabul-Kandahar trade route, Ghazni is a market for sheep, wool, camel hair cloth, corn, and fruit. The famed Afghan sheepskin coats are made in the city. Most of the inhabitants are Tajiks. The city, named Ghazna in ancient times, was flourishing by the 7th cent. but reached its peak (962-c.1155) under the Turkish Ghaznavid dynasty. Mahmud of Ghazna built a magnificent mosque, the Celestial Bride, there. The kings of Ghor sacked Ghazni in 1149 but later (1173) made it their secondary capital. Ogotai, a son of Jenghiz Khan, completed its downfall in 1221; Mahmud's tomb and two high columns outside the city escaped destruction. In 1747 the city became part of the new kingdom of Afghanistan. Ghazni's strong fortress was taken by the British in 1839 and 1842 during the Afghan Wars. The main city on the Kabul-Kandahar highway, it became a strategic military target during the Afghanistan War. The walled, old city of Ghazni, with its numerous bazaars, contains the ruins of ancient Ghazna


نوشته شده در تاريخ دوم آبان 1389 توسط امید رحمانی

شرایط و موقعیت جغرافیایی

شهر غزنی یکی از ولایت های افغانستان است که در فاصله 145 کیلومتری از جنوب غربی کابل با مساحتی حدود 23378 کیلومتر مربع و با ارتفاع 2219 متر از سطح دریا در بین یک سلسله رشته کوه قرار گرفته به همین خاطر دارای آب و هوایی کوهستانی و در محلات هموار نیمه صحرایی است.این شهر تا حدودی در مرکز افغانستان قرار دارد و نزدیک به 1200,000 نفر جمعیت را در خود جای داده است.مرکز ولایت غزنی شهر غزنی است و بین جاده ی قندهار – کابل موقعیت دارد.والسوالی های بزرگ این ولایت عبارتند از : اندر،مقر،قره باغ،جاغوری،ناور،ده یک و خواجه عمری.

آب و هوای غزنی

ژانویه

فوریه

مارس

آوریل

مـــــه

ژوئـن

ژوئیـه

اوت

سپتامبر

اکتبـر

نوامبر

دسامبر

سـال

گرم‌ترین

۲

۴

۱۱

۱۷

۲۳

۲۹

۳۱

۳۱

۲۷

۲۰

۱۲

۵

۳۷

میانگین گرم‌ترین‌ها

۵

۸

۱۳

۲۱

۲۶

۳۳

۳۶

۳۵

۳۱

۲۳

۱۵

۸

۲۱

میانگین سردترین‌ها

-۱

۱

۵

۱۲

۱۶

۲۲

۲۵

۲۴

۲۱

۱۴

۷

۲

۱۲

سردترین

-۱۱

-۸

-۱

۳

۷

۱۲

۱۴

۱۳

۸

۲

-۳

-۷

-۱۲

بارش
mm

۳۸

۵۶

۳۷

۸۹

۲۳

۳

۲۳

۰

۰

۳

۱۸

۳۸

۲۷

 

 اشکال مختلف نام شهر و معنی آن

غزنه،غزنین و غزنی سه شکل یک کلمه اند که مورخین و جغرافی دانان قدیم آن را به صورت های مختلف سه شکل ذکر شده نوشته اند.در تقویم البلدان که مولف آن ابوالفدا است نام این شهر را غزنه ذکر نموده است اگرچه مورخ مشهور ابوالفضل بیهقی نویسنده کتاب تاریخ مسعودی نام این شهر را به صورت غزنین نوشته اما به مرور زمان این شهر شکل ملفوض غزنی را برای خود اختیار کرده است.

مردم و قومیت

در این ولایت 3 قومیت تاجیک،هزاره و پشتون ساکن هستند.از آنجا که سلاطین غزنوی ترک تبار بودند بعضی ها غزنین را کلمه ترکیبی از" غز " (طایفه ای از ترکان) و " نین " (یعنی محل اقامت) می دانند.[۴]

فرهنگ و بزرگان

این شهر در افق دانش و فرهنگ جهان تاب این مرز و بوم هزاران گل های از بوستان علم و ادب بشگفته ای چون مورخ شهیر ابوالفضل بیهقی،دبیر با تدبیر ابونصر مشکان،دانشمند نامدار ابوریحان بیرونی،سخن سرای ادب پارسی و عارف والا مقام سنایی غزنوی،حماسه سرای معروف و بزرگ فردوسی،عارفانی همچون شیخ رضی الدین علی لالا غزنوی،شمس العارفین،سید حسن علوی غزنوی،شیخ اجل سرزری و صدها شاعر و نویسنده و عارف دیگر را در دامان خود پرورانده است.

 پیشینه ی تاریخی

 اين شهر در سال هاي پاياني سلطنت محمود مرکز قلمرويي به وسعت ري تا هند و خوارزم تا سيستان بود و کاخ و باغ هاي فراواني داشت .در مورد وجه تسميه آن به نظر می رسد که غزنه معّرب و اندکی تغيير شکل يافته گنجه باشد. لفظ غزنين هم به اعتقاد برخی تثنيه همان غزنه است.محمد ابن احمد طوسي درکتاب عجايب المخلوقات[۶] درباره شکوه غزني مينويسد:«متاع غزنين جلغوزه، غلام، بوزنه وغيره است . دراين شهر دوازده هزار گرماوه، شهريست عتيق به دوقسمت درميان شهر کوهي است عظيم سريرگاه سلطان محمود بن سبکتگين بود وپس از وي ملک به خسرو رسيد، اين همه حد ولايت اسلام است ودرغزني محله اي است آنرا شوله خوانند برسر ميدان نيزه فرود برده اند آهنين ديگر سر وي دوشاخ به زمين فرود برده اند و از آن محمود سبکتگين سلطان سنجر چون آنجا رسيد وي را شگفت آمد خواست آنرا بخراسان آرد هيچ چهارپا آنرا نتوانست کشيدن سپس همانجا رها کرد وبدانک غزنين را هواي معتدلست و مردم وي زيباو دين دار وبه زيرکي منسوب واگر از آن خاک بعدل سلطان محمود غزنوي، در حکمت سنائي ايشانرا دين مفاخرت تمام   ». ابوالمجدود موصلبي درمزيل الارتياب گويد:«غزنه شهريست در کنار خراسان و اول بلاد هند چون مرزي ميان خراسان هند وسرمايش سخت است»{۷} .از آن همه باغ ، محله و ميدان که بيهقی بار ها در کتابش يادها نموده ديگر در غزنی خبری نيست و فقط دو موضع به اعتبار دو قبر يکی مربوط به سلطان محمود و ديگری متعلق به سبکتکين که به ترتيب در باغ پيروزی و محله افغان شال مدفون گرديده بودند قابل شناختند .آرامگاه سبکتکين بنايي ساده و محقّر است که دارای سنگ نوشته اي قديمي است اما بقعه سلطان محمود و باغ آن که امروزه روضه ناميده می شود و زيارتگاه مردم است بر طبق گفته معمّرين در زمان پادشاهی امير حبيب الله (1319-1337ق)اعمار گرديده است.بعد از مرگ سلطان محمود (421 هجری قمری) میان دو پسر او- یعنی محمد و مسعود-بر سر حکومت اختلاف افتاد.این کش مکش پس از چند ماه با پیروزی مسعود پایان پذیرفت اما آشفتگی و نابسامانی در حکومت غزنوی تمام نشد.مسعود فکر می کرد که کارگزاران پدرش از به حکومت رسیدن وی چندان خشنود نیستند و از سر ناچاری حکومت او را پذیرفته اند از این رو در صدد کنار گذاشتن آن ها برآمد.بر اساس نوشته ی تاریخ بیهقی که مهم ترین متن تاریخی مربوط به دوره ی فرمان روایی سلطان مسعود غزنوی است-در این زمان کارگزاران حکومت غزنوی به دو دسته ی مخالف هم تقسیم می شدند.یکی پدریان یعنی کسانی که منصوب سلطان محمود بودند و دیگری پسریان یعنی هواداران مسعود.از جمله پدریانی که مسعود به سختی با او رفتار کرد،خواجه ابوعلی میکال معروف به حسنک وزیر بود.مسعود که می دانست حسنک از موقعیت سیاسی و اجتماعی برجسته ای برخوردار است،وی را به انحراف مذهبی متهم کرد.مسعود با این کارها،خود را از داشتن مشاوران و کارگزاران باتجربه محروم ساخت و از اعتبار حکومت غزنوی در میان مردم کاست.مسعود غزنوی نیز حمله به هند را ادامه داد اما اصرار او در این زمینه در نهایت به زیان حکومت غزنوی تمام شد زیرا دیگر از ثروت های افسانه ای هند که بخشی از آن تأمین کننده ی مخارج سپاه و دربار غزنوی بود،خبری نبود.در نتیجه،بار سنگین هزینه ها بر دوش مردم گذاشته شد.این وضع موجب بیزاری مردم به ویژه اهالی خراسان از غزنویان شد.از سوی دیگر،توجه بیش از حدّ سلطان مسعود به هند موجب شد که از قدرت یافتن قبایل سلجوقی در خراسان غافل بماند.پس از مرگ مسعود فرمان روایی غزنویان به قسمتی از غرب هند به مرکزیت لاهور محدود شد.سرانجام در قرن ششم هجری،غوریان آخرین بقایای حکومت غزنوی را از بین بردند.غوریان یکی از خاندان های با نفوذ در منطقه کوهستانی غور در افغانستان امروزی بودند.

اين شهر که تقريباً هيچ سياح و جغرافيا نويسي فرصت ديدار و توصيف آن را در زمان غزنويان نيافته بود ، حدود 120 سال پس از مرگ سلطان محمود ( در سال 543) چنان توسّط علاءالدين حسين غوري ويران و به خاک و خون کشيده شد که از آن پس علاءالدين به جهانسوز شهرت يافت. اکنون شهر کهنه غزنی در شمال شهر نو موقعيت دارد و در آن بالاحصاري به چشم مي خورد همچنين دورادور شهر آثار خندق قديمي و بزرگي ديده مي شود .متأسفانه از دوران حکومت دودمان سبکتکين ، فقط و فقط دو مناره نصفه و نيمه يکي از دوران بهرام شاه (515-525ق) و ديگري در روزگار مسعود بن ابراهيم (500ق) باقي مانده است. در اين اواخر (حدود 30 سال قبل) بقايايي از قصر مسعود سوم نيز از زير خاک بيرون کشيده شد.

اسکندر مقدونی در فتوحات آریانا از اراکوزیا (قندهار)  از سرزمین غزنه نیز عبور کرده و اسکندریه ای در این شهر بنا نمود اما با مخالفت مردم بومی این محل متحمل تلفات سنگینی گردید.

غزنه قبل از اسلام بخصوص در دوران کوشانی ها پیرو آئین بودایی بوده که بقایای عناصر (گریگوبودیک) معبد شابهار (تپه سردار) شاهد این مدعاست.

 مقبره حضرت حکیم سنایی غزنوی شاعر و عارف بزرگ در شهر غزنی که زیارتگاه  اهالی غزنی و ولایات دیگر میباشد در روز های سه شنبه جوش و خروش خاصی دارد.گفتنی است که پادشاه روم نیز به وصیت خودش در این محل به خاک سپرده شده است. از اماکن دیگر این منطقه خرابه های شال و شالنج است. کلمه ی شال در زبان سانسگریت به مفهوم مکان مقدس یا پناهگاه زائرین است که شالنج (شالیز ) روستا موجود دارای همین مفهوم میباشد حکیم سنائی رحمه اله علیه میفرماید:

میزبان بودند دو عالم دو یوسف را به دو قحط
یوسف غزنی بدین یوسف مصری به نان

بود بتخانه گروهی ساختند بیت الحرام
بود بدعت جای قومی بقعه شالنگیان

به هر حال سرزمین غزنه در دوره آریائی ها از لحاظ بازرگانی مقام نخست را داشته به قول مورخان راه دوم تجارت افغانستان از شرق غزنه به ولایت پکتیا و از آنجا به سرزمین کنونی پنجاب میرسید.پروفسور بوسورث در دايرة المعارف اسلامي زير نام غزني مينويسد:«شکل کلمه بايد کنزگ بمعناي کنز وکنج بوده باشد اين اشتقاق نشان ميدهد که غزنه در ادوار پيش از اسلام مرکز مناطق ماحول زابلستان بوده است .» قديمی ترين ذکر نام اين شهر درقرن دوم ميلادي جایي ديده مي شود که بطليموس گنزکه را درسرزمين پاراپاميزاد، 1100-استاد يا،به شمال کابل نشان مي دهد . غزنه "گازاکه"[۵] به معنی خزانه بقول (گنگهم) از مستحکمترین بلاد شرق و به قول نانوس یونانی سرزمین بنیان المرصوص (تسخیر ناپذیر) است.

ابن جوقل[۱] این شهر را معبر و گذرگاه هند با دو مرکز کابل و بامیان میداند.مولف حدود العالم[۲] در مورد غزنه میگوید : (غزنه شهریست بر کوه نهاده و با نعمت و جای بازرگانان و با خواسته های بسیار) و بشاری[۳] می نویسد این شهر را چهار در بودی؛ در بامیان؛ در سیستان (دروازه کنک)؛ در شنیز (دروازه ای میری).در گردیز ( دروازه بازار یا دروازه ای باز راه ) پس می توان به حق حکم کرد که غزنه این شهر سلاطین آل ناصر؛ این بلاد عالمان؛ شاعران و صوفیان نه فقط در هزار سال پیش بلکه در پیش از اسلام نیز دارای نام و نشان و شهرتی بوده است هر چند نام غزنه با نام محمود پیوند ناگسستنی خورده است.

  اماکن تاریخی

 باقیمانده ارگ غزنین

بقایای قصر سلطان مسعود سوم

دو مناره ی ستاره شکلی (باقیمانده مسجد بهرام شاه (515-525 ق) و مسعود بن ابراهیم(500ق))

تپه سردار

باغ هزار درخت

باغ صد هزار

باغ پیروزی

بالا حصار

 آرامگاه ها و زیارتگاه ها

 مقبره حکیم سنایی غزنوی

مقبره ابوریحان بیرونی

مقبره فرخی سیستانی

مقبره سلطان محمود غزنوی

مقبره سبکتگین (پدر سلطان محمود)

مقبره شمس العارفین

مقبره خواجه بلغار ولی

مقبره شیخ اجل سرزری

مقبره سید حسن علوی غزنوی

مقبره بهلول دانا

مقبره علی لالا غزنوی

مقبره سلطان عبدالرزاق

 اماکن تفریحی و دیدنی

خواجه بلغار (آب درمانی)

جنگل باغ

پارک حکیم سنایی

 منابع آب و بندها

 دریای سرده

آب ایستاده

بنده سرده

بند سلطان

بند پلتو

بند زنه خان

بند یوسف خیل

 محصولات کشاورزی

 در این ولایت گندم،جو،جواری (ذرت)،انگور و آلو بخارا به وفرت کشت می شود لازم به ذکر است کیفیت میوه ها به حدی است که به کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز صادر می شود.

 صنایع دستی

 این ولایت همچون سایر ولایت های افغانستان صنایع دستی بسیاری مانند قالین،لباس های محلی و... دارد اما معروف ترین این صنایع پوستینچه می باشد که از پوست و پشم گوسفند ساخته می شود و در مقابل سرما بسیار مقاوم است.از آن جا که شهر غزنی به دلیل کوهستانی بودن آب و هوای بسیار سردی دارد در گذشته به وفرت از پوستینچه استفاده می شده است.


پی نوشت ها و منابع :

[۱] جغرافی دان بنام عرب «فرهنگ مکتشفین و جغرافی نویسان جهان».نیک بین، نصرالله.انتشارات نبوی، چاپ وزیری ٬ ۱۳۷۵

[۲] حدودالعالم ص 104

[۳] نام شاعري از متقدمان و دو بيت زير از اوست :
در ظاهر اگر برت نمايم درويش
زينم چه زني بطعنه هردم صد نيش
دارد هرکس بتا باندازه خويش
در خانه خود بنده و آزاد و خديش .
بشاري (از سبک شناسي ج 1 ص 33).

[۴] دانشنامه آزاد ویکیپدیا

[۵] سایت مجمع علمی و فرهنگی والعصر افغانستان

[۶] عجايب المخلوقات ،ص(252-253)

[۷] مزيل الارتياب ، ص 543

تلویزیون طلوع (برنامه "هی میدان طی میدان")


نوشته شده در تاريخ سیزدهم خرداد 1389 توسط امید رحمانی
 

لقب

نام پادشاه

آغاز پادشاهی

الب‌تکین

پسر الب ‌تکین

۳۵۱

ابواسحاق

ابراهیم بن الب تکین

۳۵۲

---

بلکاتکین (غلام الب تکین)

۳۵۵

---

پیری (غلام الب تکین)

۳۶۲

ناصرالدوله

سبکتکین (غلام الب تکین)

۳۶۷

---

اسماعیل بن سبکتکین

۳۸۷

یمین الدوله

ابوالقاسم

سلطان محمود پسر سبکتگین

۳۸۹

جلال الدوله

محمد پسر محمود پسر سبکتگین

صفر ۴۲۱

---

سلطان مسعود اول پسر محمود پسر سبکتگین

شوال ۴۲۱

---

محمد (برای بار دوم حکومت کرد)

 

شهاب الدوله

ابوسعد

مودود پسر مسعود پسر محمود

۴۳۳

---

مسعود دوم پسر مودود

۴۴۰

بهاء الدوله

ابوالحسن

علی پسر مسعود اول

رجب ۴۴۰

عزالدوله

عبدالرشید پسر محمود پسر سبکتگین

۴۴۱

---

طغرل غاصب (غلام محمود)

۴۴۳

جمال الدوله

فرخزاد پسر مسعود پسر محمود

۴۴۴

ظهیر الدوله

ابراهیم پسر مسعود پسر محمود

۴۵۱

علاءالدوله

ابوسعد

مسعود سوم پسر ابراهیم پسر مسعود

۴۹۲

کمال الدوله

شیرزاد پسر مسعود

۵۰۸

سلطان الدوله

ارسلان شاه پسر مسعود پسر ابراهیم

۵۰۹

یمین الدوله

بهرام شاه پسر مسعود پسر ابراهیم

۵۱۲

معزالدوله

خسروشاه پسر بهرام شاه پسر مسعود

۵۴۷

تاج الدوله

خسرو ملک پسر خسرو شاه پسر بهرام شاه

۵۵۵


  • برگرفته از  : wikipedia

  • نوشته شده در تاريخ سوم اردیبهشت 1387 توسط امید رحمانی
    استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع جايز و در غير اينصورت مورد رضايت نويسنده نمى باشد | طراحی :امید رحمانی